موسیقییارِ درمان (MAT)
مقدمه
موسیقی از دیرباز بخشی از زندگی انسان بوده است؛ با این حال، نقش آن در سلامت روان را نمیتوان صرفاً به سرگرمی، لذت یا ایجاد احساس خوشایند محدود کرد. موسیقی میتواند با تجربههای هیجانی، خاطرات، برانگیختگی، توجه، انگیزش و حتی کیفیت خواب ارتباط داشته باشد. به همین دلیل، در سالهای اخیر استفاده هدفمند از موسیقی در کنار مداخلات روانشناختی مورد توجه قرار گرفته است.در این زمینه، موسیقیدرمانی در شیراز میتواند با هدف حمایت از سلامت روان و بهبود کیفیت زندگی مورد توجه قرار گیرد.
در این رویکرد، موسیقی صرفاً برای شنیدن و لذت بردن انتخاب نمیشود، بلکه بر اساس وضعیت روانشناختی فرد، هدف درمانی، ویژگیهای موسیقی و مرحلهای از فرایند درمان که فرد در آن قرار دارد، انتخاب میشود.
یکی از مفاهیمی که میتوان برای توصیف این رویکرد به کار برد، Music-Assisted Therapy (MAT) یا «موسیقییارِ درمان» است؛ یعنی استفاده برنامهریزیشده و هدفمند از موسیقی برای حمایت از یک فرایند درمانی.
تجربه پژوهشی در این حوزه نشان داده است که استفاده هدفمند از موسیقی میتواند در کنار مداخلات روانشناختی، در برخی حوزهها از جمله خواب و بیخوابی مورد استفاده قرار گیرد. در یکی از پژوهشهای انجامشده توسط متقی، کامکار و ماردپور، ترکیب مداخله موسیقایی و درمان شناختی-رفتاری با بهبود کیفیت خواب و کاهش علائم بیخوابی در سالمندان همراه بود.
موسیقییارِ درمان (MAT) چیست؟
در موسیقییارِ درمان، موسیقی بهعنوان یک ابزار کمکی و هدفمند در فرایند درمان مورد استفاده قرار میگیرد.
در این روش، پرسش اصلی این نیست که «چه موسیقیای زیباست؟» بلکه سؤال مهمتر این است:
«در این مرحله از درمان، چه موسیقیای میتواند بیشترین تناسب را با نیاز روانشناختی فرد داشته باشد؟»
برای مثال، ممکن است در یک جلسه درمانی، هدف کاهش برانگیختگی و تنش باشد. در این شرایط، موسیقی آرام و ساختاریافته میتواند به ایجاد فضای مناسب برای آرامسازی کمک کند.
در موقعیتی دیگر، هدف ممکن است افزایش انرژی و فعالسازی رفتاری باشد. در چنین شرایطی، موسیقی دارای ریتم و انرژی بیشتر میتواند بهعنوان بخشی از مداخله مورد استفاده قرار گیرد.
بنابراین، در MAT، موسیقی بر اساس هدف انتخاب میشود، نه صرفاً بر اساس سلیقه درمانگر.
تفاوت موسیقییارِ درمان با گوش دادن معمولی به موسیقی
همه ما تجربه کردهایم که یک قطعه موسیقی میتواند حالمان را بهتر کند یا خاطرهای را زنده کند. اما این تجربه با استفاده درمانی از موسیقی یکسان نیست.
در گوش دادن معمولی، فرد ممکن است موسیقی را بر اساس علاقه شخصی انتخاب کند و هدف مشخصی از آن نداشته باشد.
اما در MAT، انتخاب موسیقی میتواند بر اساس عواملی مانند:
وضعیت هیجانی فرد
هدف درمان
شدت اضطراب یا تنش
سطح برانگیختگی
نیاز به آرامسازی یا فعالسازی
تجربههای شخصی و خاطرات فرد
فرهنگ و پیشینه موسیقایی
مرحله درمان
انجام شود.
بنابراین، موسیقی در این رویکرد بخشی از فرایند درمان است، نه صرفاً پسزمینهای برای جلسه درمان.
موسیقی و تنظیم هیجان
یکی از مهمترین زمینههای استفاده از موسیقی، کمک به تنظیم هیجان است.
افراد در شرایط مختلف ممکن است با هیجانهایی مانند اضطراب، غم، خشم، ترس، بیقراری یا درماندگی مواجه شوند. گاهی فرد نهتنها در تجربه هیجان، بلکه در تنظیم و تحمل آن نیز با مشکل مواجه است.
در چنین شرایطی، موسیقی میتواند بهصورت هدفمند در فرایند درمان وارد شود.
برای مثال، ممکن است درمانگر ابتدا موسیقیای انتخاب کند که با وضعیت هیجانی فعلی فرد هماهنگی نسبی داشته باشد و سپس بهتدریج موسیقی را به سمت وضعیت هیجانی مطلوب هدایت کند.
در اینجا هدف صرفاً «شاد کردن فرد» نیست.
هدف میتواند ایجاد فرصتی برای شناخت، تجربه، تحمل و تنظیم هیجان باشد.
موسیقی و پذیرش رنج
یکی از کاربردهای مهم موسیقی میتواند ارتباط آن با مفهوم پذیرش باشد.
در برخی رویکردهای روانشناختی، هدف درمان این نیست که فرد هرگونه تجربه ناخوشایند را فوراً حذف کند. گاهی فرد نیاز دارد یاد بگیرد که میتواند با وجود تجربههایی مانند غم، نگرانی، فقدان یا درد روانشناختی، همچنان زندگی خود را ادامه دهد.
در این شرایط، موسیقی میتواند به فرد کمک کند تا برای مدتی با تجربه هیجانی خود مواجه شود، بدون آنکه الزاماً بخواهد آن را سرکوب یا از بین ببرد.
برای نمونه، یک موسیقی تأملی یا عاطفی ممکن است به فرد اجازه دهد احساس غم را تجربه کند، درباره آن فکر کند و معنای شخصی آن را بهتر درک کند.
در اینجا موسیقی قرار نیست رنج را انکار کند؛ بلکه میتواند به ایجاد فضایی برای تماس ایمنتر با تجربه درونی کمک کند.
این موضوع بهویژه زمانی اهمیت پیدا میکند که موسیقی در چارچوب یک مداخله روانشناختی ساختاریافته استفاده شود.
موسیقی و همدلی با درد
موسیقی میتواند امکان ارتباط با تجربههای عاطفی را نیز فراهم کند.
گاهی فرد در بیان کلامی تجربه خود با مشکل مواجه است. ممکن است احساس کند «نمیتواند توضیح دهد چه چیزی در درونش میگذرد». در چنین شرایطی، موسیقی میتواند بهعنوان یک واسطه غیرکلامی وارد فرایند درمان شود.
درمانگر میتواند از موسیقی برای ایجاد فضایی استفاده کند که فرد بتواند درباره تجربه خود صحبت کند، خاطرات مرتبط را بررسی کند یا نسبت به احساسات خود آگاهی بیشتری پیدا کند.
به این ترتیب، موسیقی میتواند به جای آنکه صرفاً احساس فرد را تغییر دهد، به شناخت و پردازش تجربه هیجانی نیز کمک کند.
موسیقی، انگیزش و ولع
یکی دیگر از حوزههایی که میتوان درباره آن با احتیاط صحبت کرد، ارتباط موسیقی با انگیزش و ولع است.
موسیقی میتواند بر سطح برانگیختگی، توجه، هیجان و آمادگی رفتاری فرد تأثیر بگذارد. بنابراین، در برخی شرایط ممکن است از موسیقی برای کمک به تنظیم سطح انگیزش یا برانگیختگی استفاده شود.
برای مثال، موسیقی با انرژی بیشتر ممکن است در موقعیتهایی برای فعالسازی رفتاری مورد استفاده قرار گیرد؛ در حالی که موسیقی آرامتر میتواند برای کاهش برانگیختگی مناسبتر باشد.
با این حال، نباید فرض کرد که یک قطعه موسیقی مشخص برای همه افراد و در همه شرایط اثر یکسانی دارد. واکنش افراد به موسیقی به عوامل متعددی از جمله تجربه شخصی، فرهنگ، خاطرات، ترجیحات و شرایط روانشناختی آنها وابسته است.
بنابراین، در MAT هدف افزایش یا کاهش ولع بهصورت مکانیکی با یک نوع موسیقی مشخص نیست؛ بلکه موسیقی میتواند بهعنوان یکی از ابزارهای تنظیم تجربه هیجانی و انگیزشی فرد مورد استفاده قرار گیرد.
موسیقی و کاهش استرس و نگرانی
یکی از شناختهشدهترین کاربردهای موسیقی، استفاده از آن برای ایجاد آرامش و کاهش تنش است.
موسیقی آرامبخش میتواند در برخی افراد به ایجاد فضای ذهنی مناسب برای آرامسازی کمک کند. استفاده از موسیقی در کنار تکنیکهایی مانند تنفس، آرامسازی عضلانی، ذهنآگاهی یا سایر مداخلات روانشناختی میتواند بخشی از یک برنامه درمانی باشد.
در اینجا نیز انتخاب موسیقی اهمیت زیادی دارد.
موسیقی بسیار آرام ممکن است برای یک فرد مناسب باشد، اما برای فرد دیگری ممکن است تداعیکننده خاطرهای ناخوشایند باشد. بنابراین، پاسخ فرد به موسیقی باید در انتخاب آن مورد توجه قرار گیرد.
موسیقیهای آرامبخش، انرژیبخش و فرحبخش
یکی از ویژگیهای مهم رویکرد هدفمند به موسیقی، توجه به ویژگیهای متفاوت موسیقی است.
در تجربه پژوهشی متقی و همکاران، از موسیقیهای هدفمند با ویژگیهای آرامبخش، نشاطآور و انرژیبخش در مداخله مربوط به سالمندان مبتلا به بیخوابی استفاده شده است. این مطالعه نشان داد که مداخله موسیقایی هدفمند با بهبود کیفیت خواب همراه بود.
بر این اساس، میتوان بهصورت مفهومی چند گروه موسیقایی را در نظر گرفت:
۱. موسیقی آرامبخش:
برای موقعیتهایی که هدف، کاهش تنش، ایجاد آرامش و آمادهسازی فرد برای استراحت یا تمرکز است.
۲. موسیقی انرژیبخش:
برای شرایطی که فرد نیازمند افزایش فعالسازی، انرژی یا آمادگی رفتاری است.
۳. موسیقی فرحبخش:
برای ایجاد تجربه هیجانی مثبت و کمک به فعال شدن عواطف خوشایند.
۴. موسیقی تأملی و عاطفی:
برای موقعیتهایی که هدف، تماس با هیجان، پردازش تجربه و افزایش آگاهی نسبت به احساسات است.
البته این دستهبندیها مطلق نیستند و یک قطعه موسیقی میتواند برای افراد مختلف کارکردهای متفاوتی داشته باشد.
موسیقی ایرانی یا موسیقی خارجی؟
در MAT هیچ ضرورت علمی عمومی وجود ندارد که موسیقی حتماً ایرانی یا حتماً خارجی باشد.
آنچه اهمیت دارد، تناسب موسیقی با فرد و هدف درمانی است.
برای یک فرد ایرانی، موسیقی ایرانی ممکن است به دلیل آشنایی فرهنگی، خاطرات شخصی و تداعیهای عاطفی، ارتباط بسیار عمیقی ایجاد کند. برای فرد دیگری ممکن است موسیقی کلاسیک غربی، موسیقی بیکلام یا حتی یک سبک خاص موسیقی معاصر مناسبتر باشد.
بنابراین، موسیقی ملی و سنتی ایرانی، موسیقی کلاسیک، موسیقی بیکلام و سایر سبکهای موسیقایی میتوانند، در صورت تناسب با فرد و هدف درمان، مورد توجه قرار گیرند.
اصل مهم، انتخاب آگاهانه و فردمحور موسیقی است.
نقش درمانگر در MAT
یکی از مهمترین نکات در استفاده درمانی از موسیقی این است که انتخاب موسیقی نباید کاملاً تصادفی باشد.
درمانگر باید به پرسشهایی مانند این توجه کند:
هدف درمانی در این مرحله چیست؟
فرد اکنون چه وضعیت هیجانی دارد؟
موسیقی چه خاطرات یا تداعیهایی ممکن است ایجاد کند؟
آیا این موسیقی برای فرد آرامکننده است یا تحریککننده؟
آیا موسیقی با فرهنگ و تجربه شخصی فرد هماهنگ است؟
موسیقی باید فرد را آرام کند، فعال کند یا به تجربه هیجانی نزدیکتر کند؟
پس از شنیدن موسیقی، چه تغییری در تجربه فرد ایجاد شده است؟
بنابراین، MAT را میتوان یک فرایند هدفمند، فردمحور و مبتنی بر ارزیابی پاسخ فرد دانست.
موسیقییارِ درمان در سالمندان
یکی از حوزههایی که میتواند اهمیت ویژهای داشته باشد، سلامت روان سالمندان است.
در پژوهشهای انجامشده توسط متقی و همکاران، استفاده هدفمند از موسیقی در سالمندان مبتلا به بیخوابی بررسی شده است. در مطالعه منتشرشده در Iranian Journal of Ageing، ۴۱ سالمند مبتلا به بیخوابی اولیه در تحلیل نهایی قرار گرفتند و مداخله موسیقایی هدفمند طی چهار هفته انجام شد. نتایج با بهبود کیفیت خواب همراه بود و پیگیری سهماهه نیز انجام شد.
همچنین در مطالعه دیگری که در سال ۲۰۱۵ منتشر شد، ترکیب مداخله موسیقایی و CBT در مقایسه با CBT بهتنهایی برای کیفیت خواب و علائم بیخوابی سالمندان بررسی شد. نتایج آن مطالعه نیز از اثربخشی بیشتر مداخله ترکیبی در نمونه مورد بررسی حمایت کرد.
این یافتهها نشان میدهند که موسیقی میتواند در کنار مداخلات روانشناختی، بهویژه در حوزههایی مانند خواب، بهعنوان یک ابزار کمکی مورد بررسی و استفاده قرار گیرد.
موسیقی بهعنوان بخشی از یک مداخله، نه جایگزین درمان
نکته مهم این است که استفاده درمانی از موسیقی نباید به این معنا تلقی شود که موسیقی جایگزین همه روشهای روانشناختی است.
در بسیاری از موقعیتها، ارزش موسیقی دقیقاً در این است که در کنار درمان اصلی قرار گیرد و به اجرای بهتر یا تجربه عمیقتر برخی فرایندهای درمانی کمک کند.
به عبارت دیگر، موسیقی میتواند یک «ابزار درمانی» باشد؛ اما استفاده حرفهای از آن نیازمند شناخت هدف درمان، ویژگیهای فرد و نحوه پاسخ او به موسیقی است.
جمعبندی
موسیقی برای انسان فقط مجموعهای از صداها نیست. موسیقی میتواند با هیجان، خاطره، توجه، انگیزش و تجربه شخصی ارتباط برقرار کند و همین ویژگیها امکان استفاده هدفمند از آن را در فرایندهای درمانی فراهم میکند.
در رویکرد Music-Assisted Therapy (MAT)، موسیقی با توجه به هدف درمانی انتخاب میشود. گاهی هدف ایجاد آرامش است؛ گاهی افزایش انرژی و فعالسازی؛ گاهی ایجاد فضای مناسب برای تجربه و پذیرش هیجان؛ و گاهی کمک به فرد برای ارتباط بهتر با تجربه درونی خود.
در این رویکرد، یک موسیقی برای همه افراد «درمانگر» نیست. موسیقی باید با فرد، فرهنگ، تجربه شخصی، وضعیت هیجانی و هدف درمانی او هماهنگ شود.
به همین دلیل، شاید بتوان مهمترین اصل MAT را در یک جمله خلاصه کرد:
موسیقی زمانی میتواند به ابزار درمان تبدیل شود که شنیدن آن، هدفمند و در خدمت یک فرایند درمانی مشخص باشد. برای مطالعه بیشتر درباره نقش موسیقی در مواجهه با هیجانهای دشوار و پذیرش رنج، مقالهٔ «موسیقیدرمانی غمناک در پذیرش رنج» را در دانشنامهٔ روانشناسی مطالعه کنید.
منابع منتخب از آثار رضا متقی
Mottaghi, R., Kamkar, A., & Maredpoor, A. (2015). The Effectiveness of Targeted Music Therapy Intervention and Cognitive-Behavioral Therapy on Sleep Quality and Symptoms of Insomnia Disorder in Seniors. International Journal of Indian Psychology, 2(4). https://doi.org/10.25215/0204.104
Mottaghi, R., Kamkar, A., & Maredpoor, A. (2016). Effectiveness of Targeted Musical Therapy on Sleep Quality and Overcoming Insomnia in Seniors. Iranian Journal of Ageing, 11(2), 348–357. https://doi.org/10.21859/sija-1102348
